من و تو و امت حزب الله
آن روزها من و تو و امت حزب الله خیلی عصبانی بودیم، خیلی ناراحت. همه چیز برعكس شده بود. دیكتاتورها نقاب آزادی خواهی زده و دشمنان بی شرم خیرخواه شده بودند. سكولار ها یك شبه مسلمان شده بودند و برای جانماز آب كشیدن صف بسته بودند. شعارشان جمهوی ایرانی بود و ادعای خط امامی بودن داشتند. خودشان را دلسوز انقلاب می نامیدند و ستون نظام را هدف گرفته و علیه اصل ولایت فقیه شعار می دادند. توهم بی شمار بودن داشتند و خودشان را به جای مردم ایران جا زده بودند. قرآن ها سر نیزه بود و معاویه برای رضای خدا به اسم حق با علی می جنگید. روزهای بدی بود؛ دوران فتنه. فتنه ای تمام عیار. من و تو و امت حزب الله خیلی عصبانی بودیم آن روزها.
فكر همه چیز را كرده بودند، حساب همه جا را كرده بودند به جز خدا و دست قدرتش؛ امت حزب الله. این را در نظر نگرفته بودند كه سید علی لب تر كند امت حزب الله جان را فدایش می كند.
صفحات تقویم ورق خورد و نوبت به چهارشنبه رسید. همان چهارشنبه فراموش نشدنی من و تو و امت حزب الله. همان چهارشنبه ای كه من و تو و امت حزب الله آمدیم و صدای ملت ایران را كه آشوب گران دزدیده بودند پس گرفتیم، آرمانمان را فریاد كردیم و خواست مردم سرزمینمان را به نمایش گذاشتیم. آن روز من و تو و امت حزب الله خیلی عصبانی بودیم؛ آنقدر كه بغض گلویمان را گرفته بود. آخر چیزی از عاشورا نگذشته بود، صدای هل من ناصر ینصرنی حسین در گوشمان طنین انداز بود. من و تو و امت حزب الله آمدیم و همه صدا شدیم، یكصدا شدیم و شنیده شدیم : لبیك یا خامنه ای. لبیك یا خامنه ای همان لبیك یا حسین بود. من و تو و امت حزب الله لبیك گوی حسین بودیم و سرباز سید علی. آمده بودیم تا جانبازی كنیم. آن روز من و تو امت حزب الله در كنار تمام شهدا و با همراهی نگاه مشتاق آزادی خواهان جهان امده بودیم تا فریاد بزنیم:
تا آخر ایستاده ایم
تا که بر خاطره ها دست گذر دادم من/ یاد روز نهم از ماه دی افتادم من
روز بیداری و تکرار غدیر خم بود/ زان سبب هست اگر خرم و دلشادم من
یادم افتاد ز ایام غبار آلوده/ و از آن روز که دلها همه شد آسوده
مدتی بود وطن طعمه روباهان بود/ دیده بی خردان بر دهن شیطان بود
قصدشان بود براندازی و در این عرصه/ شد عیان هرچه نفاق خفی و پنهان بود
ما که از عمر پی فصل بهارش بودیم/ خسته از فتنه و از گرد و غبارش بودیم
باز از غفلت ما فکر محالی کردند/ فکر احیای تن رو به زوالی کردند
غافل از اینکه در این معرکه رعب انگیز/ تکیه بر شیر نر بی دم و یالی کردند
اینکه «اینبار تقلب شده» را رمز نمود/ بر تن مرده جنبش، کفن سبز نمود
تا توانست ز هر بتکده نیرو آورد/ هر چه در چنته نگهداشته بود، رو آورد
آنقدر کرد فراتر ز گلیمش پا را/ عاقبت مرشد ما، خم به ابرو آورد
تا که دیدیم غمی بر دل رهبر آمد/ آخر کار همه فتنه گران سر آمد
عده ای خون به دل مردم ایران کردند/ پشت بر دغدغه پیر جماران کردند
دهمین روز محرم شد و کوفی گشتند/ هتک حرمت به حسین (ع) شاه شهیدان کردند
این زمان بود که ما یاد خمینی کردیم/ بعد صبر حسنی، کار حسینی کردیم
کو یلی که پنجه در پنجه شیر اندازد/ پرچم پیر جماران، به زیر اندازد
تا علم بر سر دوش علی خامنه ای ست/ سوی این خیمه کسی نیست که تیر اندازد
این علمدار، فدایی، دو سه لشگر دارد/ آن طرف مرد اگر هست قدمی بردارد
9 دی مظهر بیداری مردم باشد/ مایه وحدت و ایجاد تفاهم باشد
ای که در سر هوس فتنه دیگر داری/ مملکت تحت لوای مشهد و قم باشد
هر که با شیعه اولاد علی در افتد/ سر و کارش به خدا با یل حیدر افتد
آخرین پستها
انتخابات و جشنواره كتاب جمعه 15 اردیبهشت 1391
كتابخوانی، یك واجب دینی شنبه 9 اردیبهشت 1391
فاطمه، فاطمه است سه شنبه 5 اردیبهشت 1391
صدای پای نمایشگاه كتاب سه شنبه 29 فروردین 1391
نوروز با طعم قلاده های طلا یکشنبه 28 اسفند 1390
جلوه های محبت امام زمان(عج) چهارشنبه 24 اسفند 1390
نكند وقت نداشته باشیم؟ دوشنبه 22 اسفند 1390
خانه تكانی چهارشنبه 17 اسفند 1390
پام رفت تو آبدوشت! دوشنبه 15 اسفند 1390
مثل همیشه جمعه 12 اسفند 1390
عیدتان مبارك جمعه 21 بهمن 1390
جای شهدا خالی دوشنبه 10 بهمن 1390
داریوش همایون با نام مستعار جدید می نویسد! شنبه 24 دی 1390
آسمانی شدنت مبارك جمعه 23 دی 1390
لیست آخرین پستها
